آزادی از قید تعصّبات
یك دلیل عمده احساس بیگانگی گروه كثیری از مردم، وجودِ تعصّباتی است كه ریشه عمیقی در جامعه دارد. این تعصّبات از این لحاظ مخرّب و مضرّ است كه غالباً به نحوی در ساختار جامعه جاییر می شوند كه، جز به وسیله كسانی كه از آنها به نحو نامطلوبی آسیب دیده اند، قابل مشاهده یا تشخیص نیستند. این تعصّبات بسیاری از افرادِ هر جامعه را به این سبب كه به طبقه زنان، سیاهان، فقرا تعلّق دارند یا از گروههای مذهبی، قومی یا طبقاتی معینی برخاسته اند، محكوم می كنند كه شهروند درجه دو تلقّی شوند. از آنجا كه مسافرت باعث شده گروههای مختلف و متفاوتی از مردم دور هم جمع شوند و تحصیل سبب شده كه توقّعات آنها از زندگی بیشتر شود، مسأله تعصّب و احساس بیگانگی شدیدتر و وخیم تر شده است.
تعالیم بهائی اعتقاد به هر گونه تعصّبی را قویاً محكوم می كند. حضرت بهاءاللّه بر برابری جمیع افراد انسان تأكید فرموده اند:
آیا نمی دانید چرا همه شما را از یك خاك آفریدیم؟ برای آن كه هیچكس بر دیگری فخر نفروشد و خود را برتر نداند. همواره نزد خود، به آفرینش خودتان بیندیشید، كه چگونه خلق شدید. چون ما شما را از یك ماده آفریدیم شایسته است كه مانند یك نفسِ واحد باشید به طوری كه با پای یكسان راه بروید، از دهانی یكسان غذا بخورید و در زمینی واحد ساكن شوید تا از اعماق وجودتان، از رفتارتان، از كردارتان نشانه های یگانگی و گوهر انقطاع آشكار و ظاهر شود.
بخصوص در خصوص تعصّب و اثرات بسیار فاجعه آمیز و مصیبت بار آن بر جامعه بشری حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
خداوند پیامبرانش را فقط به این منظور فرستاد كه در عالم قلوبِ انسانها ایجاد محبّت و وحدت نمایند. تمام كتابهای آسمانی كلام مكتوبِ محبّت است. اگر ثابت شود آنها سبب تعصّب و بیگانگی انسان هستند، بی ثمر و بی اثر می شوند. بنابراین، بخصوص تعصّب مذهبی با اراده و امر خداوند مخالف است.
به همین ترتیب، تعصّبات ملّی، قومی و نژادی واقعیتی ندارند. آنها محصول تفاوتها و اختلافات مصنوعی هستند كه افراد بشر برای جدا كردن خود از دیگران به وجود آورده اند. مقدار بسیار زیادی نیرو و منابع برای حفظ این موانع مصنوعی تلف می شود. در قرن بیستم، عقاید ملّی گرایی و نژادپرستی به دو جنگ جهانی، موارد بسیار زیادی از منازعات كوچكتر، و ویرانی و خرابی در شهرهای ما منجر شده است. بهایی كه نوع بشر به خاطر این ایده های واهی و غیرواقعی پرداخته است از حساب خارج است:
تعصّبات نژادی و ملّی كه نوع بشر را به گروه ها و شعبه ها تقسیم كرده نیز اساس كاذب و ناموجّه دارد... جدایی نژادی یا تقسیمات ملّی نباید در میان نوع بشر بیگانگی ایجاد كند. چنین وجوه تمایزی مانند فرانسوی، آلمانی، ایرانی، انگلوساكسون از مصنوعات بشر و جعلی است؛ نزد خداوند این تقسیمات نه اهمّیتی دارد و نه رسمیتی. نزد خداوند همه یكسان هستند، همه فرزندان یك خانواده هستند؛ و خداوند نسبت به همه به طور یكسان مهربان است. زمین فقط یك سطح دارد. خداوند سطح زمین را با مرزها و موانع تقسیم نكرده كه نژادها و اقوام را از یكدیگر جدا سازد. انسان این خطوط خیالی را وضع و تأسیس كرده و بر هر محدوده ای اسمی گذاشته و محدوده یك سرزمین محلّی یا ملّیت ایجاد كرد هاست. این تقسیم و جدایی به گروه ها و شعبه های نوع انسان، موجد تعصّباتی شده است كه منشأ جنگهای بی ثمر و نزاعهای بی فایده گشته است... بنابراین، در این یوم حكم الهی این است كه این تعصّبات و اختلافات باید كنار گذاشته شود."







