آزادی و حقوق بشر

اطراف ما بسیاری از نفوس و گروههایی هستند كه مدّعی حقوق و آزادی می باشند. میل و انگیزه برای آزادی یكی از موضوعات اصلی قرن بیستم بوده است. آزادی مذهبی، آزادی سیاسی، حق آزادی بیان، حقّ كار كردنِ آزادانه، حق خرج كردنِ آزادانه پول خود، آزادی سفر كردن؛ تمامی اینها آزادی هایی هستند كه حدّاقلّ در غرب، در طی این قرن تدریجاً به دست آمده اند. امّا باید این سؤال را مطرح كرد كه این جستجوی آزادی در كجا متوقّف می شود.
فردگرایی، مكتب اصالت فرد، در غرب آنچنان به سطح بالایی رسیده كه اكنون جامعه به تأثیرات منفی می اندیشد. آیا باید به فرد آزادی داد تا هر كاری كه میل دارد انجام دهد؟ آیا آزادی حمل هر گونه سلاح، جوازِ انجام دادنِ هر گونه فعالیت جنسی، یا آزادی انتشار هر گونه حمله ای به یك گروه اقلیت از طریق جراید یا رادیو و تلویزیون نیز باید اعطاء شود؟ سؤال دیگری كه مطرح می شود این است كه آیا این آزادی هایی كه تاكنون حاصل شده تأثیر زیادی در سعادت بشر داشته است. هیچكس نمی تواند انكار كند یا سپاسگزار نباشد كه پیشرفت عظیمی در آزادسازی میلیون ها انسان از ظلم وحشتناك دولتها، مقامات مذهبی و سایر مؤسّسات نیرومند به دست آمده است. امّا در عین حال به نحوی فزاینده احساس عزلت و انزوا و نیز جابجایی افراد در جامعه ایجاد گردیده است.
با سپری شدن زمان در این قرن، مكتب فردگرایی قوّت گرفته و خصیصه اصلی جامعه غربی شده است. ما به نقطه یا رسیده ایم كه به نظر می رسد مشغولیت ذهنی اصلی اكثر سیاستمداران و مفسّران اجتماعی تمهید تدابیری است تا به افراد بیش از پیش حقوق و آزادی اعطاء گردد. نظریه های آزادی خواهان جناح چپ سیاسی بر حق فردی جهت كامیابی در خواسته های خود تأكید می كند. سرمایه داری بازار آزاد مربوط به جناح راست سیاسی بر آزادی تكثیر منافع و حقوق فردی به عنوان مصرف كننده اصرار می ورزد. هر دو طرفِ طیف سیاسی به این ترتیب به رَوَند چند دهه گذشته كه به رشد فردگرایی منجر می شود دامن زده اند و آن را وخیم تر ساخته اند.
تأثیر تمام اینها بر جامعه اخیراً درك شده است. اعطاء آزادی بیشتر و بیشتر به مردم بدون آن كه در استفاده از آزادی مسئولیتی احساس گردد به اجتماعی منجر می گردد كه در آن مردم خواسته های خویش را دنبال می كنند و در كسب منافع خود زیاده روی می كنند بدون این كه برای آنها اهمّیت داشته باشد كه این افراطِ آنها چه تأثیری ممكن است بر دیگران داشته باشد. این آزادی و لذّت جویی در استعمال مواد مخدّر، اعتیاد به الكل، ویرانگری، خشونت، بی بند و باری جنسی و بی احترامی به حقوق و شأن سایرین فرصت ابراز وجود پیدا می نماید. این به نوبه خود به جنایت از سوی كسانی منجر می گردد كه نمی توانند به طور قانونی درآمد كسب نمایند تا بخشی از جامعه مصرف كننده شوند؛ و در مورد كسانی كه قربانی فرهنگ حرص و نیز انزوای اجتماعی حاصله هستند، به افسردگی، خودكشی و اعتیاد به مواد مخدّر منتهی می گردد؛ و در میان ثروتمندان و قدرتمندان به فساد و انحطاط می انجامد.
گروهی كه شاید بیش از سایرین لطمه می بیند، كودكان هستند. فعالیت های آموزشی در گذشته، كه شامل سعی در القاء حسّ انضباط نفس و مسئولیت اجتماعی به كودكان بود، در بُعد وسیعی كنار گذاشته شده، و فعالیت هایی جایگزین آن شده كه مبنای آن این نظریه است كه باید بیشترین حدّ آزادی را به كودكان داد تا پیشرفت كنند و متحوّل شوند. تا آن میزان كه انجام دادن این اقدامات زندگی بسیاری از كودكان را فاقد ساختار یا چارچوب ساخته است. این كودكان، وقتی با اجتماعی روبرو می شوند كه خودش معیارها و حسّ اعتدالش را از دست داده، غالباً نه از بلوغی برخوردارند كه از آزادی ای كه جامعه جبراً به آنها داده به طور صحیح استفاده كنند و نه از حمایت اجتماعی بزرگسالان دلسوز جامعه برخوردارند كه بتوانند به آن تكیه كرده دلگرم باشند.
بیش از یك قرن پیشن، حضرت بهاءاللّه همین تحلیل از وضعیت اجتماعی را بیان نمودند و جهتی را كه اجتماع بدان سوی رهسپار است تعیین كردند. ایشان این نظریه را كه آزادی نامحدود برای افراد بشر مفید است مردود شمردند. ایشان تأكید كردند كه اگر در آزادی افراط و زیاده روی صورت گیرد، منشأ فساد و شرّ است در حالی كه حفظ اعتدال در آن می تواند منبع خیر باشد:
بعضی از مردم را می بینیم كه طالب آزادی هستند و به آن افتخار می كنند. واقعاً آنها آشكارا نادان هستند... بدانید كه مظهر و نمونه آزادی حیوان است. انسان سزاوار است كه تحت سنّت هایی باشد كه او را از نادانی اش حفظ نماید و از زیان حیله گران محفوظ دارد. براستی آزادی باعث می شود كه انسان از آنچه كه در شأن ادب و وقار است خارج شود و به پستی گراید... ما آزادی را در بعضی شرایط تصدیق می كنیم و در سایر موارد مردود می شماریم. (حضرت بهاءاللّه)
حضرت بهاءاللّه اصلی را در رابطه با آزادی تشریح می فرمایند كه كاربردی به مراتب وسیع تر دارد، یعنی اصل اعتدال. ایشان می فرمایند كه هر قدر امری مطلوب به نظر آید، اگر در آن زیاده روی شود منشأ شرّ و فساد خواهد شد:
در جمیع امور باید رؤسا بِاِعتدال ناظر باشند. چون هر امری كه از اعتدال تجاوز نماید از طراز اثر محروم مشاهده شود. مثلاً حریت و تمدّن و امثال آن مع آن كه بقبول اهل معرفت فائز است اگر از حدّ اعتدال تجاوز نماید سبب و علّت ضُرّ گردد.
حقوق بشر باید از علم به شأن، مقام و ارزش هر فرد انسانی سرچشمه بگیرد، علمی كه در آثار مقدّسه اكثر ادیان موجود است. حضرت عبدالبهاء می فرمایند كه تعالیم حضرت بهاءاللّه
عالم انسانی را مخاطب قرار می دهد و می فرماید، "همه بار یك دارید" ... حتّی اگر شاخه معیوبی یا برگ خرابی، یا شكوفه ناقصی بر این درخت عالم انسانی مشاهده كنیم، به هر حال متعلّق به این شجر است نه شجر دیگر. بنابراین، وظیفه ما حراست و پرورش این درخت است تا وقتی كه به كمال برسد. اگر میوه هایش را بررسی كنیم و آنها را ناقص بیابیم، باید سعی كنیم آنها را به كمال برسانیم. در عالم انسانی نفوسی هستند كه غافلند، باید آگاه ساخت. برخی كه بر روی شجر رشد می كنند ضعیف و نحیفند؛ باید به آنها كمك كنیم تا شفا یابند و درمان شوند. اگر در مرحله نوزادی از توسعه و ترقّی باشند، باید از آنها مراقبت كنیم تا به بلوغ رسند. هرگز نباید، به این عنوان كه ناخوشایند هستند یا بی ارزشند، از آنها نفرت داشته باشیم یا از آنها دروی كنیم. باید با احترام، تكریم و محبّت با آنها معامله كرد... مختصر آن كه، به جمیع عالم انسانی باید با محبّت، مهربانی و احترام نظر كرد.
حضرت عبدالبهاء بیان فرمودند كه اجتماع باید حقوق بشر را برای جمیع به طور مساوی در نظر بگیرد و آن را تضمین نماید: "تعلیم هفتم حضرت بهاءاللّه مساوات حقوق است. جمیع بشر در نزد خدا یكسانند، حقوقشان حقوق واحد؛ امتیازی از برای نفسی نیست. كلّ در تحت قانون الهی هستند، مستثنایی نه. در نزد حق امیر و فقیر یكسان اند، عزیز و حقیر مساوی."
از عبارات فوق نباید استنباط گردد كه تعالیم بهائی آزادی و حریت را محكوم می كنند. برعكس، آنچه را كه آنها ترویج می دهند این است كه افزایش حریت و حقوق بشر مبتنی بر عدالت، پیشرفتهای مهمّی هستند. كه به افراد فرصت می دهند كه استعدادهای مكنون و بالقوّه خود را به طور كامل پرورش دهند. امّا حضرت بهاءاللّه هشدار می دهند كه نباید اجازه داد این رَوَند در مسیر افراط آنقدر پیش برود كه نظم و ثبات اجتماع را تهدید نماید.
+ نوشته شده توسط Spring در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت
10:19 |